سلطان محمد مطربي سمرقندي
720
تذكرة الشعراء ( فارسي )
بيت : جنازهام ز گرانى نمىتوان برداشت * ز بسكه خوردهام از تير عشق پيكانها بيت : وصل دايم اضطراب شعلهء شوقم نشاند * چند روزى هجر مىخواهم سزاى من دهد مطلع : ما به حسرت ديده از ديدار جانان دوختيم * طاقت آورديم و اين چاك گريبان دوختيم [ 322 ] ضايعى خراسانى [ سدهء دهم هجرى / شانزدهم ميلادى ] ضايعى خراسانى ، پير و فرتوت بوده ، با وجود پيرى ، طبعش ، در تحقيق سخن به غايت نيكو مىكوشيده . روزى در ميانهء شعرا ، مباحثهاى بوده ، او نيز در آن ميانه ، مىنموده ، دخلها كرده ، خواسته كه سخن را بر كرسى نشاند ، ميسّر نشده ، يكى از اهل مجلس اين مقطع خواجه حافظ الدين شيرازى را خوانده كه : مقطع : چون پير شدى « حافظ » از ميكده بيرون شو * رندى و طربناكى در عهد شباب اولى
--> - 1 / 8 - 10 ؛ تاريخ نظم و نثر در ايران ، ص 1 / 446 - 447 ؛ تاريخ ادبيات در ايران صفا ، 5 / 2 / 694 - 700 ؛ مجمع الخواص ، ص 136 - 137 ؛ تذكرهء حسينى ، ص 195 ؛ رياض الجنهء زنوزى ، روضه پنجم ، قسم دوم ، برگ 862 - 863 ؛ شمع انجمن ، ص 271 ؛ هدية العارفين ، 1 / 319 - 320 ؛ قاموس الاعلام ، 4 / 2980 ؛ لغتنامهء دهخدا ، ذيل ضميرى ؛ خلاصة الاشعار تقى الدين كاشى ، اصل دوم ، فصل اول ؛ سفينهء خوشگو ، حرف ض ؛ تاريخ اصفهان ، ص 137 ؛ ريحانة الادب ، 3 / 383 ؛ الذريعه ، 9 / 1 / 179 و 9 / 2 / 626 - 627 ؛ مرآت جهاننما ، برگ 93 ؛ نفايس المآثر ، ص 238 ؛ صحف ابراهيم ، برگ ، 194 ( ش 30 ) ؛ رياض الشعراء والهء داغستانى ، برگ 159 ؛ سلم السموات ، مرقوم پنجم ، ص 75 ؛ فرهنگ سخنوران ، 2 / 572 ؛ كاروان هند ، 2 / 959 - 960 و 1045 - 1046 ؛ تذكرهء ميخانه ، ص 156 - 158 .